گل پسرم گل پسرم ، تا این لحظه: 12 سال و 25 روز سن داره
ازدواج منو بابایی ازدواج منو بابایی ، تا این لحظه: 16 سال و 8 ماه و 5 روز سن داره

متولد ماهِ مــــهر...

19هفته

سلاام گل پسرم,قند عسلم خوبی قربون شکلِ ماهت؟ عزیزم امروز هفته ی 19رو تموم میکنیم و از فردا  وارد هفته ی بیستم میشیم و این یعنی شکرِ خدا نصف راه رو به سلامتی طی کردیم؛ انشالله خدا کمکمون میکنه و بقیه راه رو هم به سلامت طی میکنیم. خوب پسر قشنگم, تو این چند روز شما بزرگتر شدی و باعث شدی شکم مامان هم بزرگتر بشه بنظرم این قسمت از بارداری یکی از شیرین ترین روزهای زندگی یک زنه جلوی آیینه میایستم و به شکمم نگاه میکنم و با بزرگ شدنش ذوق میکنم. وزنم هم بالاخره از 70 گذشت. بینیم هم ورم کرده؛ نمیئونم چرا اینقدر زود!! خدا بخیر کنه تا آخر بارداریم چقدر میشه خدا میدونه!! این روزا تنگی نفس و تپش قلب به شدت اذیتم می...
30 ارديبهشت 1393

17هفته و 4روز_ معلوم شدن جـــنسیت

سلام عزیز مامان خوبی؟ دیگه ازین به بعد باید بهت بگم " گل پـــــــــسر " مامان آره عزیزم همین الان از سونوگرافی اومدیم و فهمیدیم جنسیت شما پسملیه بابارحیم هم الان کنار من ایستاده و از ذوقش داره میخنده نمیدونی وقتی فهمید شما پسری قیافش چجوری شد!!!! برقی تو چشماش افتاده که تا حالا ندیده بودم اولین چیزی که پرسید این بود: سالم بود؟حالش خوب بود؟ خداروشکر که صحیح و سالم بودی و حالت خوب بود وزنت( 20 +_) 260گرم بود و قدت 15 سانتیمتر ضربان قلبت هم 136 سنت رو توی سونو نوشت 18هفته و +_1( البته نمیدونم درسته یانه چون الان بحساب خودم 17هفته و 4روزی). گل پسرم,قند عسلم همون اول که از سونو اومدم بیرو...
20 ارديبهشت 1393

16هفته و 6روز

سلاااام عزیز دردونه ی من خوبی مامان؟ خوش میگذره؟ ببخشید که اینبار هم تاخیر داشتم و نزدیک به 3هفته برات ننوشتم به من میگن یه مامان تنبل مامانی وقتی پای سیستم میشینم سرم و چشمام خیلی دردمیگیره به همین خاطر کمتر میام. خوب بریم برات تعریف کنم تو این چندوقت چه خبر بوده! چندروزیه که شدیدا درگیر عفونت شدم و این خیلی نگرانم کرده چندین بار هم دکتر رفتم و دارو خوردم حتی یه شب بیمارستان هم رفتیم چون احتمال این بود که بستریم کنن ولی نکردن اگه اشتباه نکنم سوم اردیبشهت بود که رفتم پیش آقای دکتر و گفتم که عفونت دارم و بیمارستان بهم گفته که احتمالا کیسه آبت هم پاره شده,دکتر برای اطمینان بیشتر سونو انجام داد خدارو هزاران ...
15 ارديبهشت 1393

14هفته...

سلاااااام خوشگل مامان !خوبی عزیزم؟ ببخشید با دوهفته تاخیر اومدم! همش تقصیر باباست عکسای شما توی گوشیشه؛ یادش میره بریزه روی سیستم من هی امروز و فردا کردم شاید عکسارو بریزه دیدم اون که حواس نداره!! حالا برات مینویسم بعدا عکسهاشو اضافه میکنم. خوب عشقِ مامان, جونم برات بگه که امروز هفته ی چهاردهم هم به سلامتی تموم میشه آخرین باری که برات نوشتم گفتم که میخوایم بریم بابلسر خونه آقاجون. اون روز بابا که از اداره اومد سریع وسایلا رو جمع کرد و ساعت 1ونیم راه افتادیم جاده خوب بود خداروشکر ولی از ورسک تا قائمشهر ترافیک سنگین شد بارون میومد برف میومد!تگرگ میزد!! اصلا یه وضعی! منم خسته شده بودم صندلی ماشینو خوابوندم و دراز...
26 فروردين 1393

12هفته...

سلام خوشگل مامان خوبی قند عسلم؟ فردا هفته 12مون تموم میشه و انشالله از پس فردا وارد هفته 13 میشیم هنوز هم باورم نمیشه هستی!!! یه وقتایی که تو فکر فرو میرم و بهت فکر میکنم قند تو دلم آب میشه! باورم نمیشه که الان یه موجود زنده،از جنس خودم و رحیم تو وجودم داره رشد میکنه! خداروشکر خداروهزاران بار شکر بخاطر وجودت عزیزدلم امروز  یازده فروردینِ. خانواده بابایی چندروزی هست رفتن بابلسر خونه ی آقاجون(پدربزرگ بابا) هرسال ماهم میرفتیم ولی امسال ترجیح دادیم دیرتر بریم البته اولش که نمیخواستیم بریم!!(یعنی من نمیخواستم) ولی بابا خیلی دلش هوای شمال کرده...البته منم همینطور ولی چون دکتر گفت ترجیحا سه ماه اول م...
12 فروردين 1393

11 هفته....سال نو مبارک...

سلام عسل مامان خوبی؟ عیدت مبارک عشق من چقدر خوشحالم که امسال رو با تو شروع کردیم انشالله سال خوبی باشه برامون و تو هم صحیح وسالم و به موقع بیای بغلمون   پنج شنبه شب لحظه ی سال تحویل منو بابایی کنار هم نشستیم یه دستمون تو دست هم بود یه دستمون هم روی تو بی اختیار اشک تو چشمام حلقه زده بود؛ازینکه امسال کنارمون هستی خیلی خوشحالیم و خدارو شاکر هستیم. امسال موقع عید دیدنی و دید و بازدید همه سراغت رو میگرفتن و حالت رو میپرسن. همه هوامو دارن که جام خوب باشه؛ کار نکنم غذامو بخورم و....کلی تحویلمون میگیرن چه حس خوبیه که هستی! راستش هنوز حالم رو به راه نشده و تهوع و...ادامه داره همین الان که دارم برات مینویسم جلوی ب...
5 فروردين 1393

10هفته و 2 روز(آخـــرین پست سال 92)

سلام خرمای شیرین مامان خوبی کوشولو؟ عزیزم ببخشید اینقدر دیر به دیر آپ میکنم! بخدا نینی وبلاگ خیلی داره اذیت میکنه کلا پشیمون شدم ازینکه از بلاگفا نگرفتم! از سه شنبه میخوام آپ کنم نمیشه!! بیخیال... امروز شما 10 هفته و دوروز سن داری یا به حسابی دیگه دوماه و 11 روزه که  تو دل من جا شدی شما الان باید اندازه ی یه خرما باشی وزنت هم اگه اشتباه نکنم 8 گرمِ البته سونو نرفتم و اینا اطلاعاتی هست که در موزد جنین در هفته های مختلف نوشتن. اینم عکس فرضی شما در هفته 10 البته دوروزه  که وارد هفته 11 شدی.این ماه هفته پیشِ. از احوالات اینجانب بگم که گفتنیه!! درست از زمانی که وارد ماه سوم شدیم حالم ازین رو به اون رو شده ...
29 اسفند 1392